ابن البلخي
30
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )
بويى ، از حوالى اصفهان بدانجا آورده بود . ابن بلخى اين بهره از كتاب خود را ( اوراق 88 ب - 89 ب [ 1 ] ) با اين بحث كوتاه به پايان مىآورد كه بر ايرانيان كه مردمى سركش و لجوجاند به قهر يا به مهر مىتوان به بهترين نحو حكومت كرد . [ 2 ] در مورد شبانكاره ، بخصوص به اظهار اين نظر مىپردازد كه اگر به زور دستار يكى از اين افراد عشاير گردنكش را از سرش برداريد و دوباره بر سرش گذاريد ، هر آينه به شما احترام خواهد گذارد بسيار بيش از آن چه بخواهيد نخست از روى جوانمردى دستار تازهء خود را به وى هديه كنيد كه در اين حال براستى شما را خوار مىشمرد . « ابن بلخى بىدرنگ پس از يادداشت بسيار مختصرى دربارهء چيرگى مسلمانان بر ايران ، شرحى كوتاه دربارهء خانوادهء قاضى القضات فارس مىآورد . ( ورقهاى 62 الف - 63 ب [ 3 ] ) ، ذكر خلاصهاى از اين فترات خالى از فايده نيست ، پيش از ورود به بخش جغرافيايى تأليف ، اشارتى به خاندان قاضى شيراز به عمل آمده است . چنان كه از سراسر كتاب او آشكارا برمىآيد مؤلف ما سنى « درست دين [ 4 ] » بود . كه از تمايلات شيعى آل بويه ، تنفّر آميخته به بيم داشت و پيوسته در كمين بود كه قضات شيراز با آيين خلاف معتقدات عمومى و بدعتهاى آنان كه مورد بيزارى